وباز با اجازه ی بقیه شعری از خودم
فواره
سمبول هوش بشریت بود .
هه . . . بی چاره انسان !
شعر دوم:
غباری به ذهن تان نشسته بود
اندیشه اش پنداشتید .
سیلی در میانه ی تن تان جامه تر کرد
عشق نامش نهادید .
+ نوشته شده توسط علیرضا صادقی در 85/05/20 و ساعت
15:12 |

